شبی از شبها تو به من گفتی كه شب باش: من كه شب بودم و شب  هستم و شب خواهم بود به امیدی كه تو فانوس شب من باشی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سیاهی شب را در چشمانت به بند میکشم تا هربار که به تو مینگرم زیبایی نور ماه را تنها در چشمان تو ببینم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا با هم بشنیم كنج یه شب
بشینیم چند تا ستاره بشمریم
نشون شهر همیشه روشنو
به دلی كه غم نداره بسپریم
اگه میخواییم واسه ی هم بمونیم
بیا تو عطر گلها لونه كنیم
بیا رو لبای غمگین وفا
صدای گریه رو وارونه كنیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود ، از لحظه های بی تو دلم خسته می شود ، باور نمی کند دل مغرور و ساکتم ، هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



برچسب ها : ,